ما را با او سرّی است که جز بر سر دار نمی توان گفت Autor: عطار نیشابوری Copy Quote More from عطار نیشابوری “شنودم حال بوالفش چغانی که گفتندش چرا خر می نرانی که چون خورشید روشن روی درگشت ب…” “هر دل که ز سرِّ کار آگاهی داشت درگوشه نشست ومنصبِ شاهی داشت چون نیست ز نفسِ تو کسی …” “نفست چه کند چو بند نگشایندش با ره که شود که راه ننمایندش با نفس مکن ستیزه کاین …” “سهل بن عبدالله می گوید : اهل لا اله الا الله بسیارند و مخلصان اندک”