گلایل را دوست دارم
به خاطر قلبش
که از پس برگ های لطیفش پیداست

دل آدمی پیدا نیست
و سر انگشتانت را سیاه می کند چون گردو
اگر بگشایی
و ببینی

شمس لنگرودی


Go to quote


ساعت

دوازده و بيست و پنج دقيقه ي نيمروز

بيست و ششم آبان .



آفريدگارا

بگذار

دهان تو را ببوسم

غبار ستاره ها را از پلك فرشتگانت بروبم

كف خانه ات را

با دمب بريده ي شيطان جارو كنم

متولد شدم

در مرز نازك نيستي

سگ هاي شما

از دهان فرشتگان دورو نجاتم دادند .



پروردگارا

نه درخت گيلاس ، نه شراب به

از سر اشتباهي

آتش را

به نطفه هاي فرشته يي آميختي

و مرا آفريدي .



اما تو به من نفس بخشيدي عشق من !

دهانم را تو گشودي

و بال مرا كه نازك و پرپري بود

تو به پولادي از حرير

مبدل كردي .



سپاسگزارم خداي من

خنده را

براي دهان او

او را

به خاطر من

و مرا

به نيت گم شدن آفريدي

شمس لنگرودی


Go to quote


حتما سراسر شب صدامان مي‌كردي

اما عزيز دلم

زندگان

قادر نيستند كه صداي تو را بشنوند



حتما سراسر شب

بر دريچه سنگين‌ات كوفتي

و ما فقط صداي ريزش باراني را مي‌شنيديم

كه بر گل نامرئي مي‌باريد

و بويي غريب

از گل‌هايي ناشناخته در شب مي‌پيچيد



با دست بسته نمي‌شود كاري كرد

شب چسبنده دست و دهانمان را فرو مي‌بندد

و آنچه كه مي‌بيني روياهاي ماست

كه مثل مه‌اي برمي‌خيزد

بر سنگت فرو مي‌ريزد

با دست بسته نمي‌شود كاري كرد



اما هيچ‌كس را توان بستن روياهايمان نيست

روياهايي كه نيمه‌شبان قدم به خيابان مي‌گذارند

در تلالوي پنهان خويش يكديگر را مي‌شناسند

از ديداري در سپيده فردا سخن مي‌گويند.

شمس لنگرودی


Go to quote


بر نمی‌گردند شعرها
به خانه نمی‌روند
تا برگردی
و دست تکان‌ دهی

روبان‌های سفید را در کف شعرها ببین که چگونه در باران می‌لرزند
روبان‌های سفید، پیچیده بر گل سرخ‌های بی‌تاب را ببین

بر نمی‌گردند شعرها
پراکنده نمی‌شوند
به انتظار تو در باران ایستاده‌اند
و به لبخندی، به تکان دستی، دل خوشند

شمس لنگرودی


Go to quote


نه، نمی‌توانم فراموشت کنم
زخم‌های من، بی‌حضور تو از تسکین سر باز می‌زنند
بال‌های من
تکه‌تکه فرو می‌ریزند
بره‌های مسیح را می‌بینم که به دنبالم می‌دوند
و نشان فلوت تو را می‌پرسند
نه، نمی‌توانم فراموشت کنم

خیابان‌ها بی‌حضور تو راه‌های آشکار جهنم‌اند
تو پرنده‌یی معصومی
که راهش را
در باغ حیاط زندانی گم کرده است
تک‌ صورتی ازلی، بر رخسار تمام پیامبرانی
باد تشنه‌ی تابستانی
که گندم‌زاران رسیده در قدوم تو خم می‌شوند
آشیانه‌ی رودی از برف
که از قله‌های بهار فرو می‌ریزد
نه
نمی‌توانم
نمی‌خواهم که فراموشت کنم

تپه‌های خشکیده
از پله‌های تو بالا می‌آیند
تا به بوی نفس‌های تو درمان شوند و به کوهستان بازگردند
ماه هزار ساله دست‌نوشته‌ی آخرش را برای تو می‌فرستد
تا تصحیحش کند

نه، نمی‌توانم فراموشت کنم
قزل‌آلایی عصیانگری که به چشمه‌ی خود باز می‌رود
خونین شده در رودها که به جانب دریا روان است

شمس لنگرودی


Go to quote


پس اين فرشتگان به چه كارى مشغولند
كه مثل پرندگان راست راست مى چرخند در هوا
سر ماه
حقوق شان را مى گيرند

پس اين فرشتگان به چه كارى مشغولند
كه مرگ تو را نديدند
كاش پر و بال شان در آتش آفتاب تير بسوزد
ما با ذغال شان
شعار خيابانى بنويسيم

پس اين فرشتگان پيرشده
جز جاسوسى ما
به چه كارِ بدِ ديگرى مشغولند
كه فرياد ما به گوش كسى نمى رسد

شمس لنگرودی


Go to quote


در هر ایستگاهی که پیاده شوی
کنار توام
این قطار
مثل همیشه در کف دستم راه می رود

شمس لنگرودی


Go to quote


آخر به چه درد می خورد
آفتاب اسفند
این که جای پای تو را
آب کرده است

شمس لنگرودی


Go to quote


شب بخیر
بچه های عزیز
شب به خیر که خیلی دیر است
به هواپیماها در هوای بهاری نگاه کنید
که چه زیبا برق می زنند
به بمب افکنها
تانکها نگاه کنید
هیچ بچه امریکایی شانس شما را ندارد
آنها همه این چیزها را
فقط بر پرده سینما می بینند
بخوابید بچه ها
و بیاد داشته باشید
جای شما در بهشت است
اما
چیزی بخورید و بنوشید
که صف محشر طولانی است و گرسنه تان خواهد شد
بخوابید بچه ها
اما
یادتان نرود صورت تان را بشویید
فرشتگان
انتظار بچه های تمیز را می کشند
و هیچ در فکر دلتنگی مادر نباشید
آنها مرگ را ترجیح می دهند و زود نزد شما می آیند
ما هم قول میدهیم
پای مجسمه آزادی
گورهای ظریفی برای شما بسازیم
تا رهگذران و توریست ها
دسته گلی بر آن بگذارند و
با رضایت خاطر بخندند

شمس لنگرودی


Go to quote



اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می‌کند
و نام تو را می‌پرسد
بیا در گوشَت بگویم
همین زندگی نیز
زیبا بود

شمس لنگرودی


Go to quote



Page 1 of 3.
next last »

©gutesprueche.com

Data privacy

Imprint
Contact
Wir benutzen Cookies

Diese Website verwendet Cookies, um Ihnen die bestmögliche Funktionalität bieten zu können.

OK Ich lehne Cookies ab