قدیما زور خدا بیشتر بود Author: Sohrab Sepehri Copy Quote More from Sohrab Sepehri “At the first light of the dawn the loner knight asked:"Do you happen to know-th…” “چرا گرفته دلتمثل آنکه تنهاییچقدر هم تنهاخیال می کنمدچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی…” “روزی خواهم آمد،و پیامی خواهم آورددر رگها ،نور خواهم ریخت.و صدا خواهم در داد:ای …” “خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند و دست منبسط نور روی شانه آنهاستهمیشه فاصله ای …”