زندگي شايد آن لحظه ي مسدوديست كه نگاه من ،در ني ني چشمان تو ،خود را ويران مي سازد. Author: Forugh Farrokhzad Copy Quote More from Forugh Farrokhzad “رهگذریکی مهمان ناخوانده،ز هر درگاه رانده، سخت واماندهرسیده نیمه شب از راه، تن خ…” “ در آبهای سبز تابستان تنها تر از یک برگبا بار شادی های مهجورمدر آب های سبز تابس…” “و اینک این منم!زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد!” “«دستهايت را دوست می دارم»...”