ای مرگ تو نوشداروی ماتمزدگی و نا امیدی می باشی تو پرتو درخشانی اما تاریکت میپندارند Author: Sadegh Hedayat Copy Quote More from Sadegh Hedayat “در زندگی زخمهایی است که روح را آهسته در انزوا می خورد ومیتراشد” “دریغا که بار دگر شام شد / سراپای گیتی سیه فام شد همه خلق را گاه آرام شد / مگر م…” “هرکی هرچی میگه از خودشه, تنها حقیقتی که برای هرکسی وجود داره خود همون شخصه. همه…” “هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستیکاین کیمیای هستی قارون کند گدا را”