گمان می کنم آزادم ولی جلو سرنوشت خودم نمی توانم کمترین ایستادگی بکنم، افسار من به دست اوست. Author: Sadegh Hedayat Copy Quote More from Sadegh Hedayat “...طلاچه فلز نجیبی استچه رنگ دلکش . چه صدای مطبوعی داردچه طلسمی است که دنیا و آ…” “خیام اگر ز باده مستی خوش باش با لاله رخی اگر نشستی خوش باش چون عاقبت کار جهان ن…” “هر چه نوشته و کاغذ داشتم، همه را نابود کردم. رختهای چرکم را دور انداختم تا بعد …” “انسانیت پیشرفت نخواهد کرد و آرام نخواهد گرفت و روی خوشبختی و آزادی و آشتی را نخ…”