میخواستم نام تو را بدانم و تنها نامی را که میخواستم ندانستم Author: احمد شاملو Copy Quote More from احمد شاملو “از مهتابی به کوچه خم می شومو به جای همه محرومان زمینمی گریمآه...من حرام شده ام” “آنکه ميگويد دوستات ميدارمدل ِ اندُهگين ِ شبيستکه مهتاباش را ميجويد.” “دیگر تنها نیستمبر شانه ي ِ من کبوتري ست که از دهان ِ تو آب ميخوردبر شانه ي ِ من کب…” “اشک رازي ست لبخند رازي ست عشق رازي ست اشک آن شب لبخند عشقم بود. قصه نيستم که بگ…”