شك دارم به ترانه اي كه زنداني و زندانبان همزمان ميخوانند Autore: حسین پناهی Copy Quote More from حسین پناهی “بيراهه رفته بودمآن شبدستم را گرفته بود و میكشيدزين بعد همه عمرم رابيراهه خواهم…” “پریشونت نبودم؟ من، حیرونت نبودم؟ تازه داشتم میفهمیدم که فهم من چقدر کمه اتم تو…” “و رسالت من این خواهد بود تا دو استکان چای داغ را از میان دویست جنگ خونین به …” “انبان حرص را جز آوارهیچ آذوقه ای پر نمی کند.”