شك دارم به ترانه اي كه زنداني و زندانبان همزمان ميخوانند Autore: حسین پناهی Copy Quote More from حسین پناهی “بيراهه رفته بودم آن شب دستم را گرفته بود و میكشيد زين بعد همه عمرم را بيراهه خ…” “پشت این پنجره جز هیچ بزرگ هیچی نیستقصه اینجاست که باید بود،باید خواندپشت این پن…” “جا مانده است چیزی جاییکه هیچگاه دیگر هیچ چیز جایش را پر نخواهد کردنه موهای سیاه…” “بيراهه رفته بودمآن شبدستم را گرفته بود و میكشيدزين بعد همه عمرم رابيراهه خواهم…”