در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد Auteur: Sadegh Hedayat Copy Quote More from Sadegh Hedayat “گمان می کنم آزادم ولی جلو سرنوشت خودم نمی توانم کمترین ایستادگی بکنم، افسار من …” “ﺑﻪ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻛﻪ ﺭﺳﻴﺪ ﻣﺎﺩﺭ ﺭﺧﺴﺎﺭﻩ ﺑﺎ ﺗﻐﻴﺮ ﺍﺯ ﺍﻃﺎﻕ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺭﻓﺖ، ﺭﺧﺴﺎﺭﻩ ﺍﺑﺮﻭهایش ﺭﺍ ﺑـﺎﻻ…” “در بلاد کفر لهو و لعب، نقاشی و موسیقی، بی اندازه طرف توجه و دارای اهمیت است. ال…” “برای کسی که در گور است زمان معنی خودش را گم میکند”