همه ترسيده بودند. همهی هستها بود شده بود. فعلِ ماضی، حقیقتِ زمانِ حال شده بود. همه چیز زود تمام شده بود. شروعنشده تمام شده بود. همهی ما نیمهکاره مانده بودیم. ترس مثلِ اکسیژن توی هوا جولان میداد. هرکس به اندازهی خودش تنها بود.
Mehdi KhalajiPagina 1 di 1.
©gutesprueche.com
Data privacy
Imprint
Contact
Wir benutzen Cookies
Diese Website verwendet Cookies, um Ihnen die bestmögliche Funktionalität bieten zu können.