تنِ تو
گُلیست در راه
گُلی که پژمرده میشود
روزی
گُلی که شکوفه میکند
روزی
صبحْ
دلتنگِ قدمهای توست
بیدار که میشوی
سرشار میشود از خواستن
تنات
زیباست
باران
سرشار میشود از چشمههای روان
باران
سرشار میشود از تن
باران
صبح
تنیده در خود تنی را
آغوشی را که گشوده میشود رو به تو
آغازِ هر معناست تن
چنین میگوید زن
صمیمیتر از نور ندارد دوستی
باران
صمیمیتر از سایه ندارد دوستی
تن
عشقْ
تن است و
شبْ
جامهی محبوباش
تنام
کلماتیست پراکنده
در خاطراتِ روزانه
خلاصهتر از من؟
نازکتر از من؟
چنین میگوید تن
روزْ
نمازخانهی تن
شبْ
قربانیِ تن
چه میگوید زن
گفت
راه میدهد زن
به سفر
در راههای تن
خواستن
زبانِ تنَست
چنین میگوید زن
تن مینویسد
تن را تنها
تاب ندارد
کلمه
شکوهِ تن را
میشود از دو سو خواند تن را
مثلِ کتابی که خواندنیست
روزْ
اسبی که میدود
در دشتهای تن
شبْ
رؤیایی که بال میزند
بر فرازِ تن
تن میدهد به شعر
گاهی
رنگِ تن میگیرد شعر
گاهی
الفبای تازهای میخواهد
کتابِ تن
عقلْ
یکیشدنَست و
تنْ
آغازِ آن
تنْ
میشود گُلِ نرگس
روزی
میشود دریاچهی پُرآب
روزی
Tag: love-poems
تو رو نادیده می پرستم
نمی دانم به چه زبانی بگویمت
این احساس نیست
این احساس نیست
این وجود من است که کلمات می شود
می ریزد زیر پاهایت
تو را نادیده می پرستم
لمس نکرده عاشق می شوم
تو جادوی کلماتی
Tag: love-poems
:بر تختهی قلبم نوشتی
!بخواه
و من قدم میزدم
...روزها و روزها را
مجنون و
معطر و
محزون
Tag: love-poems
على الرغم مني
أجرب أغنية خالفت نبض صوتي
أصر
تذبح حلقي
أصر
ولكن ظل سعي
أنا كنت احسبني أحسن صنعا
فاغفر
حنانيك
أعمالنا بالنيات
Tag: love-poems
أنا دون وجهك يا حبيب الوجه
يا كُل التوقع والغد الآتي
ويا أغنيتي الأولى
ويا طفلي الجميل
ممسوخة الأشياء مُثقلة الرؤى
لا أستطيع مع الزمان تصالحا
حتى وإن جنحت إلى السلم الحبيب يدي
منبتة لا أرضها قطعت ولا أبقت سوى رجع العويل".
Tag: love-poems
« prima precedente
Pagina 2 di 2.
Data privacy
Imprint
Contact
Diese Website verwendet Cookies, um Ihnen die bestmögliche Funktionalität bieten zu können.