بهاری دیگر امده است اری اما برای زمستان هایی که گذشته نامی نیست Autor: احمد شاملو Copy Quote More from احمد شاملو “بیتوتهی کوتاهیست جهان در فاصلهی گناه و دوزخخورشید همچون دشنامی برمیآیدو روز…” “تلخچون قرابه ی زهریخورشید از خراش خونین گلو می گذرد.سپیداردلقک دیلاقی ستبی مایه…” “نامهبدان زمان كه شود تيره روزگار،پدر!سراب و هستو روشن شود به پيش نظر.مرا – به ج…” “مرا، مي بايد كه در اين خم راهدر انتظاري تاب سوزسايه گاهي به چوب و سنگ برآرمچرا …”