می رفت و به کبرو ناز می گفت،بی ما چه کنی؟به لابه گفتم/بنشینم و صبر پیش گیرم،دنباله ی کار خویش گیرم Author: Saadi Copy Quote More from Saadi “خبرت هستکه بی روی توآرامم نیست” “Every leaf of the tree becomes a page of the book, once the heart is opened and…” “من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی عهد نابستن از آن به ، که ببندی و نپایید…” “بكت عيني غداة البين دمعا........وأخرى بالبكاء بخلت علينافعاقبت التي بالدمع ضـنت…”