بهاری دیگر امده است اری اما برای زمستان هایی که گذشته نامی نیست Author: احمد شاملو Copy Quote More from احمد شاملو “لبانتبه ظرافت شعرشهوانی ترین بوسه ها را به چنان شرمی مبدل می کندکه جاندار غار ن…” “دوستش میدارم ، چرا که می شناسمش به دوستی و یگانگیشهر همه بیگانگی و عداوت است” “در فراسوی مرزهای تن ات تو را دوست می دارم آینه ها و شب پره ها ی مشتاق را به من…” “کوه از نخستین سنگ آغاز می شود و انسان از نخستین درد”