بهاری دیگر امده است اری اما برای زمستان هایی که گذشته نامی نیست Author: احمد شاملو Copy Quote More from احمد شاملو “کوه با نخستين سنگها آغاز ميشودو انسان با نخستين درد.در من زندانی ستمگری بودکه…” “تلخچون قرابه ی زهریخورشید از خراش خونین گلو می گذرد.سپیداردلقک دیلاقی ستبی مایه…” “چه بیتابانه میخواهمت ای دوریات آزمونِ تلخِ زندهبهگوری!چه بیتابانه تو را طلب…” “از مهتابی به کوچه خم می شومو به جای همه محرومان زمینمی گریمآه...من حرام شده ام”