اگر مرگ نبود همه ارزویش میکردند Autore: Sadegh Hedayat Copy Quote More from Sadegh Hedayat “چقدر تلخ و ترسناک است هنگامیکه آدم هستی خودش را حس می کند.” “هر چه نوشته و کاغذ داشتم، همه را نابود کردم. رختهای چرکم را دور انداختم تا بعد …” “مرد میزبان: "...- مخصوصا اتومبیل که با بوق و گرت و خاک، روحیهٔ شاگرد شوفررو تا د…” “همه از مرگ می ترسند، من از زندگی سمج خودم”