مرهم زخم های کهنه ام کنج لبان توست!بوسه نمیخواهم،چیزی بگو. Author: احمد شاملو Copy Quote More from احمد شاملو “نامهبدان زمان كه شود تيره روزگار،پدر!سراب و هستو روشن شود به پيش نظر.مرا – به ج…” “مرا، مي بايد كه در اين خم راهدر انتظاري تاب سوزسايه گاهي به چوب و سنگ برآرمچرا …” “به تو دست ميسايم و جهان را در مييابم،به تو ميانديشمو زمان را لمس ميکنممعلق …” “در فراسوی مرزهای تن ات تو را دوست می دارم آینه ها و شب پره ها ی مشتاق را به من…”