مرهم زخم های کهنه ام کنج لبان توست!بوسه نمیخواهم،چیزی بگو. Author: احمد شاملو Copy Quote More from احمد شاملو “در تمام ِ شب چراغی نیست.در تمام ِ شهرنیست یک فریاد.ای خداوندان ِ خوفانگیز ِ شب پی…” “سکوت آبمی تواند خشکی باشد و فریادش عطش سکوت گندم می تواند گرسنه گی باشد و غریو …” “گر بدينسان زيست بايد پستمن چه بيشرمم اگر فانوس عمرم را به رسوايي نياويزمبر بلن…” “در انتهای اندوه دریچه روشن گشاده است ”