مرهم زخم های کهنه ام کنج لبان توست!بوسه نمیخواهم،چیزی بگو. Autore: احمد شاملو Copy Quote More from احمد شاملو “گر بدین سان زیست باید پست من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی نیاویزمبر ب…” “حمالان پوچی.مرزهای دشوار تحمل را شکستند_ !تکبير برادرانهمسرايان وحدت با حنجره…” “دیگر تنها نیستمبر شانه ي ِ من کبوتري ست که از دهان ِ تو آب ميخوردبر شانه ي ِ من کب…” “با مشاهده یک در بی درنگ لزوم دیوارها احساس می شود. آیا با مشاهده یک دیوار هم به…”