مرهم زخم های کهنه ام کنج لبان توست!بوسه نمیخواهم،چیزی بگو. Autore: احمد شاملو Copy Quote More from احمد شاملو “بیتوتهی کوتاهیست جهان در فاصلهی گناه و دوزخخورشید همچون دشنامی برمیآیدو روز…” “همهلرزش دست و دلماز آن بود کهکه عشقپناهی گردد،پروازی نهگریز گاهی گردد.ای عشق ای…” “به جست و جوی توبر درگاه ِ کوه میگریمدر آستانه دریا و علف....به جستجوی تودر معبر …” “تلخچون قرابه ی زهریخورشید از خراش خونین گلو می گذرد.سپیداردلقک دیلاقی ستبی مایه…”