در انتهای اندوه دریچه روشن گشاده است Autor: احمد شاملو Copy Quote More from احمد شاملو “و من همه ی جهان را در پیراهن گرم تو خلاصه میکنم!” “درخت با جنگل سخن می گویدعلف با صحراستاره با کهکشانو من با تو سخن می گویمنامت را…” “در تمام ِ شب چراغی نیست.در تمام ِ شهرنیست یک فریاد.ای خداوندان ِ خوفانگیز ِ شب پی…” “بهاری دیگر امده است اری اما برای زمستان هایی که گذشته نامی نیست”