در انتهای اندوه دریچه روشن گشاده است Autore: احمد شاملو Copy Quote More from احمد شاملو “درخت با جنگل سخن میگويد علف با صحراستاره با کهکشان و من با تو سخن میگويم نامت…” “اشک رازی ست لبخند رازی ست عشق رازی ست اشک ِ آن شب لبخند ِ عشقم بود قصه نیستم که …” “در مدرسهآموزگارکدام دختر استکه شو میکند به باد؟کودکدختر همهٔ هوسها.آموزگارباد،…” “من اما در زنان چیزی نمی یابم – گر آن همزاد را روزی نیابم ناگهان، خاموش -من اما …”