در انتهای اندوه دریچه روشن گشاده است Author: احمد شاملو Copy Quote More from احمد شاملو “هرگز شب را باور نکردمچرا کهدر فراسوهای دهلیزش به امید دریچه ئی بسته بودم دل...” “کوه ها با هم اند و تنها یندهمچو ما ،با همان تنهایان ” “کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شودو انسان با نخستین درددر من زندانی ، ستمگری بودک…” “انسان زاده شدن تجسّدوظيفه بود:توان دوستداشتن ودوستداشتهشدنتوان شنفتنتوان ديدن…”