در انتهای اندوه دریچه روشن گشاده است Author: احمد شاملو Copy Quote More from احمد شاملو “گر بدین سان زیست باید پست من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی نیاویزمبر ب…” “اشک رازیستلبخند رازیستعشق رازیستاشک آن شب لبخند عشقم بودقصه نیستم که بگویینغمه …” “ای کاش می توانستنداز آفتاب یاد بگیرندکه بی دریغ باشنددر دردها و شادیهایشانحتیبا…” “به جست و جوی توبر درگاه ِ کوه میگریمدر آستانه دریا و علف....به جستجوی تودر معبر …”