در انتهای اندوه دریچه روشن گشاده است Auteur: احمد شاملو Copy Quote More from احمد شاملو “اشک رازي ست لبخند رازي ست عشق رازي ست اشک آن شب لبخند عشقم بود. قصه نيستم که بگ…” “از مرگ....هرگز از مرگ نهراسيده ام اگرچه دستانش از ابتذال شكننده تر بود.هراس من …” “هرگز از مرگ نهراسيدهاماگرچه دستاناش از ابتذال شکنندهتر بود.هراس ِ من باري همه…” “حرف مزخرف خريدار ندارد، پس تو که پوزه بند به دهان من ميزنی از درستی انديشهمن، ا…”